أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
پيشگفتار 6
تجارب الأمم ( فارسى )
اختلاف ميان گنوسيستهاى تندرو و معتدل ، تنها به صورت كشاكش ميان سامانيان در خاور و بويهئيان در باختر ايران نبود ، بلكه اخراج دسته جمعى غلات از « قم » به « رى » كه احمد برقى صاحب محاسن در ميان ايشان بود و تأسيس حكومت غلات در رى به رهبرى احمد حسن مادرائى به سال 275 ه ( معجم البلدان 2 : 901 ) و خلاف نام غلات از كتب تاريخ و فهرستهايى چون رجال كشى به وسيلهء طوسى م 460 ه و تأليف كتاب الضعفاء ابن غضايرى ( بعد 411 ه ) نمونههاى كوچك ديگرى از آن است . اين اختلاف به درون خانوادههاى گنوسيست نيز رسيده بود چنان كه از دو برادر به نام حسن و محمد پسران قاسم از خاندان وهب كه هر دو ، تا به مقام وزارت رسيده بودند ، محمد كه ميانهرو بود ، حسين را كه تندرويى داشت و پيرو شلمغانى بود زندانى كرد تا در پايان كار همراه شلمغانى به سال 322 ه كشته شد ، ( همين كتاب 5 : 312 و 361 ترجمه ) و نيز چنان كه ابن فرات ابو الحسن ميانهرو و همفكر نوبختيان بود و سه بار به وزيرى مقتدر خليفه گمارده شد و پسرش محسن تندرو با شلمغانى روابط دوستانهاى داشت ( همين كتاب 5 : 187 ترجمه ) و به همين دليل مقتدر اين پدر و پسر را به سال 311 ه : با هم كشت ( همين كتاب 5 : 204 و 205 ترجمه ) . سياست هاشمى چنان كه ديديم در دو سدهى آغازين ، جز شمشير عرب چيزى حكومت نمىكرد . ايرانيان در مقاومتهاى خود بيشتر بر سلاح ايدهئولوژيك گنوسيسم اسلامى تكيه مىكردند . خليفگان در آغاز سدهى سوم كه شمشير عرب را كند شده يافتند با بر كشيدن گروههايى از گنوسيستهاى نرمتر ( معتزله ) به حكومت به چند نتيجه دست يافتند : 1 ) چنان كه ديديم ميان گنوسيستهاى مسلمان دو دستگى انداختند و موجبات پيروزى خود را بر هر دو فراهم كردند . 2 ) با كمك گنوسيستهاى نرم معتزلى تازه به حكومت رسيده و با استفاده از منطق و فلسفهء مشائى ارسطو به ايجاد سلاح ايدهئولوژيك براى تسنن دوم ( تسنن معتزلى ) به نام « علم كلام » پرداخته ، آن را به دست فقيهان فيلسوف نماى سنى آينده دادند تا با « گنوسيسم اسلامى » كه به سلاح ايدهئولوژيك ايرانيان ضد خليفگان تبديل شده بود و بيشتر بر فلسفهء نئو افلاطونى اسكندريه و جندىشاپور و سورا تكيه مىداشت مقابله نمايد . 3 ) مأمون و جانشينانش بر خلاف عباسيان گذشته كه با سران بنى فاطمه با خشونت رفتار